رئیس جمهور آنها انتخاب شد و رئیس جمهور ما یک سال دیگر هنوز سرکار است، البته ما ‏هم حدود یک سال و نیم دیگر هنوز سرکاریم، رئیس جمهور آنها انتخاب شد و در اولین ‏مصاحبه مطبوعاتی اش سخن گفت و مورد توجه قرار گرفت. رئیس جمهور ما هم برای او ‏نامه نوشت و بلافاصله هم نامه را تمبر زد و فرستاد و منتظر نشست تا جوابش بیاید. مطلبی ‏که می خوانید بررسی برخی مختصات، نقاط برجسته و فرورفته، عوامل حاشیه ای و اصلی، ‏نکات مورد نظر و از نظرافتاده در مورد رئیس جمهور آمریکا و رئیس جمهور ایران است.‏

رئیس جمهور آنها: باراک حسین اوباما
نام: حسین
محل تولد: هونولولو
محل تولد والدین: پدر اولی(کنیا، آفریقا)، پدر دومی( اندونزی)، مادر( آمریکایی با ریشه ‏آلمانی و ایرلندی)‏
رابطه با پدر: پدرش را از دو سالگی به بعد فقط یک بار دید و در موردش یک کتاب نوشت.‏
سن: 44 سال ‏
نوع انتخاب: رقیبش نظامی بود، به همین دلیل انتخاب شد.‏
قد: ده سانت بلند تر از قد متوسط مردم‏
نوع عینک: عینک ندارد‏
نامه نویسی: هر هفته به بیست نامه علاقمندانش و دو نامه رهبران جهان پاسخ می دهد.‏
لباس: توسط بهترین خیاط شهر دوخته شده است و مشاور تشریفاتش آن را ست کرده است.‏
نوع لباس همسر: کت و دامن، خوش لباس ترین زن سال. ‏
تحصیلات: لیسانس و فوق لیسانس پنج سال، دکترای هاروارد سه سال، دوازده سال تدریس.‏
واکنش در مورد خاورمیانه: ابتدا نرم ترین موضوع را داشت، بعد بتدریج موضع تندی گرفت.‏
نحوه تصمیم گیری: با حضور ده مشاور‏
یک روز پس از انتخابات: همه مردم احساس قدرت می کردند و از خوشحالی می رقصیدند.‏
موضوع پایان نامه: نقش قانون اساسی در توسعه دموکراسی و آزادی مدنی
حقوق بشر: یکی از موضوعات مهم زندگی در ده سال گذشته. ‏
برنامه روزهای آخر هفته: ماندن در کاخ سفید و آشپزی برای همسر و بچه ها.‏
مهارت های فردی: بسکتبال، نواختن گیتار، آشپزی، رقص، تفریح با همسر و فرزندان.‏
جلوی دوربین: دوربین را نمی بیند و همان کار معمول اش را می کند.‏
آرایش مو: معمولا موهایش به اندازه یک سانتی متر بلند است.‏
موضوع جالب دوران دانشگاه: رئیس نشریه تخصصی بخش حقوق دانشگاه هاروارد بود.‏
آخرین فیلم دیده شده: هفته قبل یک فیلم وسترن دید.‏
بیماری یا نارسایی جسمی: در سن ده سالگی زمین خورد و پایش شکست.‏
وضع سابق خانواده: اعضای خانواده پدری اش در آفریقا و اعضای خانواده همسرش در یک ‏محله قدیمی شیکاگو هستند.‏
وضع کنونی خانواده: اعضای خانواده پدری اش در آفریقا و اعضای خانواده همسرش در یک ‏محله قدیمی شیکاگو می مانند.‏

رئیس جمهور ما: محمود احمدی نژاد
نام: محمود
محل تولد: ارادان
محل تولد والدین: پدر اولی و دومی( ارادان)، مادر( ارادان)‏
رابطه با پدر: همیشه با پدرش بود و هیچ وقت درباره اش حرفی نمی زند.‏
سن: 51 سال ‏
نوع انتخاب: رقیبش غیرنظامی بود، به همین دلیل انتخاب شد.‏
قد: بیست سانت کوتاه تر از قد متوسط مردم
نوع عینک: عینک طبی در جلسه، عینک دودی در سخنرانی
نامه نویسی: دفترش هر هفته صد هزار نامه مردم را بدون پاسخ بایگانی می کند و سالی ده ‏نامه اش برای رهبران جهان بدون پاسخ می ماند.‏
لباس: توسط مسوول تشریفاتش در چهار اندازه خریده شده و هر بار یکی از آنها را با جوراب ‏سفید می پوشد.‏
نوع لباس همسر: عینک دودی ‏
تحصیلات: لیسانس در هشت سال، فوق لیسانس پنج سال، دکترا در بیست دقیقه، دوازده سال ‏تدریس در تهران در هنگام فرمانداری در اردبیل.‏
واکنش در مورد خاورمیانه: ابتدا تندترین موضوع را می گیرد، بعد به زور وادار می شود ‏کاملا عقب نشینی کند.‏
نحوه تصمیم گیری: در حضور ده هزار نفر در هنگام سخنرانی در یک شهرستان
یک روز پس از انتخابات: همه مردم احساس وحشت می کردند و نمی دانستند چه خاکی به ‏سرشان بریزند.‏
موضوع پایان نامه: نقش سوراخ و تونل در شهرسازی ‏
حقوق بشر: یکی از مهم ترین مشکلات دوره ریاست جمهوری. ‏
برنامه روزهای آخر هفته: سفر به آمریکای لاتین یا سخنرانی در مشهد و قم و شهرستان.‏
مهارت های فردی: ‏
فوتبال، دروغ گفتن بدون اینکه تغییر حالت دهد، محاسبه بودجه کشور بدون نیاز به کامپیوتر و ‏ماشین حساب، داستان پردازی در حین سخنرانی، سووال کردن از خبرنگاران.‏
جلوی دوربین: غیر از دوربین هیچ چیز را نمی بیند.‏
آرایش مو: معمولا موهایش به همان حالتی است که صبح از خواب بیدار شده است.‏
موضوع جالب دوران دانشگاه: در دوره فوق لیسانس استادانش موفق به دیدنش شدند. ‏
آخرین فیلم دیده شده: فیلم محمد رسول الله را چهار سال قبل برای نهمین بار دید.‏
بیماری یا نارسایی جسمی: بی اشتهایی، ناراحتی عصبی، بی خوابی، احساس خستگی مفرط، ‏کم خونی، ضعف، مشکل توهم، آلزایمر انتخاباتی، پارانویا، وسواس.‏
وضع سابق خانواده: اعضای خانواده اش در یک روستای اطراف گرمسار زندگی می کردند.‏
وضع کنونی خانواده: اعضای خانواده اش در دفتر ریاست جمهوری کار و در تهران زندگی ‏می کنند.‏

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 3 آذر 1387    | توسط: نیما    | طبقه بندی: طنز،     |
نظرات()